سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری اصفهان
درباره اصفهان
درباره اصفهان
شهر اصفهان با طول جغرافيايي 51 درجه و 39 دقيقه و 40 ثانيه شرقي و عرض جغرافيايي 32 درجه و 38 دقيقه و 30 ثانيه شمالي با حدود 1580 متر ارتفاع از سطح عمومي درياها قرار دارد.
اصفهان جلگه‌اي از آبرفت‌ ‌جويبارهاي كوهستاني‌ و رودخانه‌ زاينده رود است كه در غرب و جنوب تا مناطق كوهستاني‌ استان چهارمحال و ارتفاعات زاگرس، در شرق تا كوههاي كركس‌ و قهرود‌ ادامه‌ داشته و در قسمت شمالي و شرقي به كوير محدود مي‌گردد.
علت وجودي و پيرايش اين شهر را بايد مديون آبهايي دانست كه از كوههاي زاگرس مرتفع به نام زردكوه بختياري سرچشمه گرفته و زاينده‌رود را به وجود آورده و در نتيجه شهر زيباي اصفهان در دو طرف زاينده‌رود قرار گرفته است.
 
اصفهان با داشتن آب ‌و هواي معتدل داراي فصلهاي نسبتاً منظمي است و به شهر چهار فصل ايران مشهور است.
اين شهر در چهارراه شمالي- جنوبي و شرقي- غربي كشور قرار دارد و در طي تاريخ محل رفت و آمد و برخورد اقوام و فرهنگهاي مختلف بوده است.
فاصله اصفهان تا تهران(پايتخت ايران) 425كيلومتر است و بعد  از تهران و مشهد سومين شهر بزرگ ايران محسوب مي شود.
 اين شهر به دليل موقع جغرافيايي بسيار مناسب كه در قلب فلات ايران قرار دارد پيوسته مورد توجه سلاطين و مديران مملكتي بوده است.
شهر اصفهان بر روي دشتي نسبتاً صاف با شيبي حدود 2 درصد و به طرف شمال شرقي بنا گرديده و توسعه‌ شهر در طي قرون متمادي به سمت جنوب غربي بوده، زيرا در اين منطقه آب فراوانتر و آلودگي نيز كمتر است.
 اصفهان در طول تاريخ يكي از شهرهاي مبنايي براي كشور ايران بوده و هست. اين شهر از معدود مراكز باستان شناسي ارزشمند جهاني و بسياري از آثار باستاني آن در ليست آثار تاريخي به ثبت رسيده است. اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت آن تا اعماق اساطير و افسانه ها ريشه دارد. تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان و نوح مي رسد و از سوي ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد.
اهميت اصفهان به اندازه اي است كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به آن اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن وشكوه ظاهري و باطني آن از پژوهندگاني چون تاورنيه، شاردن و... به نگارش درآمده و مظاهر تمدن آن همانند سبك معماري ، مكتب فلسفي و منهج فقهي آن چشمگير است.
ابن حوقل ضمن توصيف اصفهان در نيمه دوم قرن چهارم هجري و اشاره به منسوجات ابريشمي و پنبه ، زعفران و ميوه هاي گوناگون آن كه به ساير نقاط صادر ميشد ميگويد: از عراق تا خراسان شهري تجاري بزرگتر از اصفهان، جز ري وجود نداشته است.
به طور كلي اصفهان بنا بر ملاحظات سياسي موقعيت جغرافيايي اوضاع طبيعي و وسعت خاك آن از هزاران سال پيش تاكنون چندين بار به پايتختي كشور انتخاب شده است مهمترين دوراني كه اصفهان رسماً پايتخت ايران بوده عبارتند از:
الف ) عهد اشكانيان: پايتخت وليعهد
ب ) عهد ساسانيان: پايتخت وليعهد 
ج  ) دوره ديلمه
د  ) دوره سلاجقه: از كارهاي مهم اين دوره اقدام به اصلاح تقويم جلالي به همكاري عمر خيام
ه ) دوره صفويه: والتر مينچ آلماني مي نويسد: اصفهان نه تنها  در قلب ايران قرار دارد بلكه داراي كليه شرايطي است كه براي يك پايتخت بزرگ لازم است.
اردشير بابكان بنيانگذار سلسله ساساني، اصفهان را به تصرف خود درآورد اين شهر كه محل فرمانروايي يكي از هفت خاندان بزرگ بود با ظهور اسلام درزمان خليفه دوم به تصرف مسلمانان درآمد وپس از اين كه اصفهان اسلام را پذيرفت براي مدتي جي ناميده شدو در قرن چهارم هجري مرداويج بنيانگذار سلسله زياري اصفهان را ضميمه تصرفات خود كرد. ركن الدوله ديلمي دو محله مسلمان نشين شهرستان و يهوديه را  به همديگرملحق نمود.
 اصفهان در دوره آل بويه وسلجوقيان پايتخت بوده وآثاري كه از دوره ديالمه وجود دارد مبين اين مطلب است كه درزمان اين سلسله نيز اصفهان كاملاً مورد توجه قرار گرفته بود. دردوره سلاجقه به ويژه در مدتي كه خواجه نظام الملك وزير دوتن از پادشاهان اين دوره بود اصفهان بسيار ترقي كرد و بعد از فروپاشي سلاجقه و استقرار حكومت اتابكان در نقاط مختلف كشوردستخوش حملات گرديد كه قتل عام هاي دوران مغول و تيمور وهمچنين جهانشاه قره قويونلو از اين نمونه مي باشد و پس از قتل عام تيمور شهر در موقعيت بسيار آشفته اي قرار گرفت.
 در سال 1000 هجري قمري به دستور شاه عباس اول پايتخت صفويان از قزوين به اصفهان انتقال يافت دراين زمان جمعيت اصفهان به يك ميليون نفر رسيد وبه شدت از نظر مراكز تجاري وفرهنگي ترقي نمود.
دردوران پس از سلسله صفويه نيز گرچه خصوصاً در دوران قاجاريه دچار ركود گرديد وحكام مستبدي نظير ظل السلطان در خرابي و ويراني عمارات اين شهر كوشيدند با وجود آن با افزودن عصاره تلاش به چهره شهر دوباره سر برآورد به گونه اي كه هم اينك به قطب صنعتي كشور تبديل گرديده است.
 
اهميت اصفهان به اندازه اي است كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به آن اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن و شكوه ظاهري و باطني آن از پژوهندگاني چون تاورنيه، شاردن و... به نگارش درآمده و مظاهر تمدن آن همانند سبك معماري، مكتب فلسفي و منهج فقهي آن چشمگير است.
 
 
وجه تسميه
اصفهان از روزگاران كهن تا كنون به نامهاي: آپادانا، آصف‌هان، اسباهان، اسبهان، اسپاتنا، اسپادنا، اسپاهان، آسپدان، اسپدانه، اسپهان، اسپينر، اسفاهان، اسفهان، اصباهان، اصبهان، اصپدانه، اصفاهان، اصفهان، اصفهانك، انزان، بسفاهان، پارتاك، پارك، پاري، پاريتاكن، پرتيكان، جي، داراليهودي، رشورجي، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابيان، گابيه، گبي، گي، نصف جهان و يهوديه سرشناس بوده‌است.
بيشتر نويسندگان بر اين باورند كه چون اين ناحيه پيش از اسلام، به ويژه در دوران ساسانيان، مركز گردآمدن سپاه بود و سپاهيان مناطق جنوبي ايران، مانند: بختياري، خوزستان، كرمان، فارس، سيستان و... در اين ناحيه گرد آمده و به سوي محل نبرد حركت مي‌كردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربي شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.
اين شهر داراي واژگان كهنتري است كه با نام كنوني آن، هيچ گونه پيوندي ندارد، مانند: انزان، گابيان، گابيه، جي، گبي، گي، گابا.
در كتيبه‌هاي پارسي هخامنشي، انزان شامل ناحيه اصفهان و بختياري بوده و پيش از كورش، مركز قدرت هخامنشيان در اين ناحيه بوده و پس از كورش «انزان» به «گابيان» تبديل يافته است.
هرتسفلد نگاشته‌است: اصفهان نام بلوكي از ولايت پريت كان و نام شهر «گبي» بوده‌است. گبي بعدها «گي» و سپس عربي شد و به «جي» تبديل يافت.
در سده 2 ميلادي، نام «گبي» و «اسپدانا» در نقشه بطلميوس ديده مي‌شود. وي «اسپدانا»ي پارسي زمان هخامنشي را از كتاب ارتستنس، مدير كتابخانه اسكندر مقدوني برداشته بود. در يك نقشه جهان نما كه 100 سال پيش از بطلميوس ترسيم شده‌است، اين نام به صورت ساساني «سپانه» يعني سپاهان نگاشته شده و معني آن، جاي لشكريان است.
استرابون جغرافيدان يوناني در 2000 سال قبل، از اصفهان به عنوان مركز كشور ايران نام برده است. وي مي‌گويد: نام اصفهان در ابتدا «انزان» بوده و سپس به «گابيان» تبديل يافته و از دوره هخامنشيان به بعد به «گي» و بعدها به «جي» تبديل شده است.
در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت. در دوره ساسانيان، اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ «اسپوهران» يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند، بود.
هنگام تصرف اصفهان به دست قواي مهاجم عرب اين شهر «جي» ناميده مي‌شده است. جي يكي از روستاهاي بسيار معروف و معتبر شهر بوده كه در آبادي به پاي شهر مي‌رسيده است. ياقوت حموي اصفهان را شهر «سواران» ناميده و حمزه اصفهاني كلمه «اصفهان» يا «اسپاهان» را مشتق از سپاه مي‌داند.
در كتاب «تقويم البلدان» از ابن حوقل نقل شده است كه اصفهان در آخر كوهستان است از جهت جنوب و پرنعمت‌ترين شهرها است. معدن سرمه دارد. از اصفهان بعد به كاشان و قم مي‌رسند اصل آن «سپاهان» است به معني لشگرها زيرا كه سپاه عجم در وقت بيكاري آنجا جمع بودند.
نويسنده كتاب حدودالعالم از اين شهر به نام «سپاهان» ياد كرده، مي‌گويد : «سپاهان شهري عظيم است و آن دو شهر است: يكي را جهودان خوانند و يكي را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند...»
محمد حسين بن خلف تبريزي، درباره نام اصفهان، نوشته‌است : «اصباهان، معرب اسپاهان است و آن شهري است مشهور در عراق و نام اصلي او اين است. و نام مقامي است از جمله دوازده مقام موسيقي و آن را اصفهانك نيز خوانند.»
 
اصفهان؛ نصف جهان
اصفهان يك نيمه جهان است و اين در زبان فارسي بازتابي است كه بازديد كنندگان آن در دوران عظمت و شكوهي كه تا به امروز باقي است از شگفتي برآورده اند.
زيبايي و شكوه آثاروابنيه تاريخي اصفهان چنان بيننده را مفتون مي سازد كه حتي براي شهروندي كه سالها در كنار اين آثار بديع زندگي كرده است نه تنها خسته كننده نيست بلكه با هر بار مشاهده مكرّر، راز و رمزهاي تازه و شگفتي را كشف مي كند.بي مناسبت نيست كه «نصف جهانش» ناميده اند و ازهزار سال پيش اين شهر پذيراي جهانگردان و سياحان بي شماري بوده كه هر يك به زباني عظمت و زيبايي شهر و بناهاي آن را ستوده اند.
ناصر خسرو شاعر و يكي از تيزبين ترين جهانگردان عالم كه به خوبي مي دانست از ميان آن چه در سفرهايش مشاهده مي كرد چه مطالبي را بايد انتخاب كند و بنويسد كه خوانندگانش احساس كنند كه شخصاً با او همراه اند و همه چيز را به چشم خود مي بينند درباره اصفهـــــاني كه ديــــدار ميكرد مي نويسد : «شهري است بر هامون نهاده با حصاري محكم و بسيار بلند محصور شده و دوازده دروازه دارد .... جويهاي آب روان در تمام شهر حفرشده و خانه هاي آن زيبا و مرتفع اند . مي گويند كه طول حصار شهر اصفهان سه فرسنگ و نيم است. هر چه داخل شهر مي بينم از رفاه و آبادي حكايت مي كند و من هيچ بناي ويراني در آن ند يدم». ناصر خسرو در جاي ديگر مي گويد : «من درهمه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان ند يدم».
 
كتابهايي كه اصفهان را به روايت تصوير نشان مي دهند تحول و تغيير اصفهـــــان را گويا تـــر از هــرنوشته اي به تصوير كشيده اند . صرفنظر از كتاب ارنست هولسترآلماني كتاب «اصفهان موزه هميشه زنده» اثر رضا نور بختيار، تهران 1993، كه نخستين كتابي بود كه با خصوصيات ويژه اي تنها با تصاوير منتشر شد و شماري از كساني كه پيش از 50 سال در اصفهان و در كنار آثار تاريخي آن با توجه و عنايت خاص به آن آثار زندگي كرده بودند اعتراف كردند كه كتاب مذكور مشاهده كنندگانش را به ژرفاي بيشتري در درك زيبايي و ظرافت اين شاهكارهاي بديع معماري و هنر مي كشاند . انتشار كتاب مذكور و استقبال شايان توجهي كه در ميان مردم يافت موجب انتشار چند اثر مشابه به وسيله هنرمندان عكاس مشهور كشور درباره اصفهان شد.
بناهاي تاريخي
قدمت طولاني و معماري ارزشمند بناهاي تاريخي اصفهان سبب شده كه برخي از آثار تاريخي اين منطقه مانند ميدان امام خميني (ره) يا ميدان نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده، سازمان يونسكو قرار گيرند.
ميدان نقش جهان ميدان بزرگ مستطيل شكلي در شهر اصفهان است كه بوسيله بناهايي از دوره صفوي محصور شده ‌است.
اگرچه نقش جهان پيشينه‌اي كهن‌تر از دوران صفوي دارد، ولي ميدان نقش جهان به شكل امروزي آن در دوره سلطنت شاه عباس صفوي پايه‌گذاري شده‌ است.
در گذشته اين ميدان جايگاه برگزاري آيين‌هاي گوناگون و بازي چوگان بوده ‌است كه امروزه به‌صورت يك گردشگاه همگاني و جايگاهي براي برگزاري نماز جمعه و آيين‌هاي ملي و مذهبي تبديل شده ‌است.
بناهاي تاريخي موجود در ميدان نقش جهان شامل عالي‌قاپو، مسجد جامع عباسي، مسجد شيخ لطف‌الله و سردر قيصريه است. علاوه بر اين بناها دويست حجره دو طبقه در اطراف ميدان واقع شده ‌است كه جايگاه عرضه صنايع دستي و سوغات اصفهان هستند.
* مساجد تاريخي اصفهان
«مسجد شيخ لطف الله» يكي از زيباترين آثار تاريخي اصفهان است كه هر تماشاكننده اي را خيره و به اظهار تحسين وامي دارد.
«مسجد جامع اصفهان» مجموعه اي از ساختمان ها و آثار هنري دوره هاي پس از اسلام است كه يادگارهايي از افراد متعدد را دربردارد و بخشي از تحولات معماري دوره هاي اسلامي تاريخ ايران را در مدت هزار سال نشان مي دهد. محراب الجايتو كه در اين مسجد قرار گرفته يكي از شاهكارهاي هنر گچبري به شمار مي آيد.
«مسجد امام» نيز از لحاظ عظمت، معماري و تزيينات، مهم ترين مسجد دوره صفويه است كه در شهر اصفهان واقع شده است.
* آتشكده ها و كليساها
آتشكده ها و كليساهاي تاريخي زيادي نيز به عنوان مراكز عبادي ساير اديان ازجمله جاذبه هاي تاريخي استان اصفهان به شمار مي آيند. «كليساي هاكوپ» نخستين كليسايي است كه ارامنه در جلفاي اصفهان بنا كرده اند ولي مشهورترين كليساي تاريخي جلفا از نظر معماري و تزيينات نقاشي، «كليساي سن سور» است كه به كليساي «وانك» شهره است و در سال 1065 ميلادي بنا شده است.
مهم ترين كليساي تاريخي جلفا از دوره شاه عباس اول نيز كليساي مشهور «بيدخم» يا «بيت اللحم» است كه در ميدان جلفا و در مجاورت كليساي مريم واقع شده است.
«آتشگاه كوه سنگي» نيز از كهن ترين ميراث اصفهان است كه هم اكنون بقاياي بناي آن در كوه سنگي در ارتفاع 1680 به چشم مي خورد.
* كاخ هاي تاريخي
كاخ هاي تاريخي با معماري هاي كم نظير از ديگر ديدني هاي استان اصفهان هستند. «كاخ چهل ستون» از جمله بناهايي است كه اصفهان ملقب به نصف جهان بخش مهمي از شهرت خود را مديون آن است.
«عمارت تاريخي هشت بهشت» نيز نمونه اي از كاخ هاي آخرين سلاطين دوره صفوي است. «كاخ عالي قاپو» نمونه منحصر به فرد و يكي از عجايب معماري كاخ هاي عهد صفوي است.
* باغ هاي تاريخي
باغ هاي باشكوه استان اصفهان با شهرت هاي جهاني نيز از ديگر آثار با ارزش اين منطقه به شمار مي آيند و همواره نظر جهانگردان را به خود جلب كرده اند.
« چهار باغ» نيز مجموعه اي عظيم و زيبا است كه از باغ هاي مختلف تشكيل شده است كه تعدادي از آنها هم اكنون نيز برپا هستند.
* مناره ها
مناره هاي قديمي با معماري هاي خاص از ديگر جاذبه هاي تاريخي اصفهان به شمار مي آيند. «منار جنبان» يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه كاشي كاري هايي از آن دوره به يادگار مانده است. جالب ترين نكته اين بناي تاريخي آن است كه با حركت دادن يكي از مناره ها نه تنها مناره ديگر به حركت درمي آيد، بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود.
همچنين مناره هاي زيار، ساربان، علي ، گار، سين، رهروان، برسيان، چهل‌ دختران، دارالضيافه و داردشت از ديگر مناره هاي تاريخي استان اصفهان به شمار مي روند كه هر كدام به نوبه خود عجايبي از هنر و حرفه معماري و تزيينات را دارا مي باشند.
بطور كلي ميراث فرهنگي بي بديل و دست ساز مردمان خوش ذوق و هنرمند اصفهان با قدمتي بيش از هزاران سال كه با طبيعت زيباي اين منطقه درهم آميخته، شهرت جهاني را براي آن به دنبال داشته است. همين امر سبب شده هر ساله در ايام مختلف، مردم ساير استان هاي كشورمان و ساير كشورهاي علاقه مند به فرهنگ و تمدن ايران و اصفهان براي ديدن و استفاده كردن از مراكز و اماكن تاريخي، فرهنگي و طبيعي به اين شهر سفر كنند و مردم اصفهان نيز با آغوش باز پذيراي ميهمانان عزيز و گرامي از سرتاسر گيتي هستند.
تاریخ به روز رسانی:
1398/01/31
تعداد بازدید:
1645